ادعاهای حجم B20 حقوق دارندگان توکن را بیپاسخ میگذارند
سازوکارهای پیشنهادی تقسیم کارمزد، پیش از آنکه فعالیت معاملاتی بتواند فرضیه ارزشیابی را پشتیبانی کند، به شرایط، تعریف جریان نقدی و حقوق قابلاجرا نیاز دارند.

پست 27 اوت stambouli_o1، حجم 400 میلیون دلاری معامله B20 را به سکوی عرضه o1 نسبت داد و سهم آن از فعالیت صرافی غیرمتمرکز توکنهای B20 را بیش از 55% توصیف کرد. این ارقام ادعاهای نویسندهاند، نه مجموعه داده بازار که مستقلا بازتولید شده باشد. متن نگهداریشده روش کامل اندازهگیری یا دوره قابلمقایسه را اثبات نمیکند؛ بنابراین نسبت را نمیتوان برآورد تأییدشده سهم بازار دانست.
پست دوم سازوکارهایی را توصیف کرد که هنوز در دست توسعهاند؛ از جمله مفهوم 4-o1-k برای پرداخت به دارندگان و معاملهگران، و خزانههای کارمزد سازنده برای هدایت ارزش به توکنهای جامعه. زبان توسعه مهم است: استقرار، واجدشرایط بودن یا تکمیل توزیع را ثابت نمیکند. مقایسه با نام حساب بازنشستگی، تشبیه تبلیغاتی است، نه مدرکی که سازوکار از جایگاه حقوقی یا حمایتهای آن حساب برخوردار باشد.
حجم معامله و درآمد قابلتوزیع دو کمیت متفاوتاند. همان سرمایه ممکن است بارها گردش کند و کارمزد ناخالص ممکن است با مشوق، تخفیف، هزینه خدمترسانی یا زیان کاهش یابد. هیچیک از این تعدیلها را نمیتوان از دو پست محاسبه کرد. پیوند قابلاتکای جریان نقدی باید از کارمزد وصولشده شروع کند و سپس مانده، اختیار تغییر تخصیص و اشخاص دارای حق دریافت را توضیح دهد.
حقوق دارندگان توکن نیز به چیزی بیش از برچسب محصول نیاز دارد. پژوهش باید قواعد واقعی توزیع، شرایط قفل یا از دست رفتن حق، اختیارات مدیر و نحوه برخورد با وقفهها را بررسی کند. خزانه کارمزد سازنده ممکن است محل دارایی را توصیف کند، بدون تعریف حقوق قابلاجرای ذینفعان. اطلاعیهها این شرایط را ارائه نمیکنند و گزارش نه این ترتیب را محصول سرمایهگذاری تحت نظارت مینامد و نه آن را غیرقانونی اعلام میکند.
مسئله تحلیلی دیگر، مخرج ادعای درصدی است. انتخاب محدودی از جفتتوکنها، محلهای معامله یا تاریخها میتواند سهم بزرگی ایجاد کند بدون آنکه بازار گستردهای را توصیف کند. تأیید به مجموعه توکن بازتولیدپذیر، پوشش یکسان محلهای معامله و قواعد فعالیت غیرعادی یا تکراری نیاز دارد. تا زمانی که این تعریفها در دسترس نباشند، حجم گزارششده بهتر است گفته منتسب باقی بماند، نه اینکه به دارایی تحت مدیریت تبدیل شود.
مسیر سازنده، اجرای شفاف است: شرایط منتشرشده، کارمزد وصولی قابلمشاهده و توزیعهای تطبیقدادهشده، سازوکار پیشنهادی را به موضوعی قابلارزیابی تبدیل میکنند. اگر توزیع به تأمین مالی نامشخص یا تغییرات اختیاری وابسته باشد، مبنای ارزشیابی ضعیف میماند. بنابراین گام بعدی پژوهش، تطبیق قرارداد و اعداد است، نه تعمیم قیمت توکن از گردش معاملات یا تلقی اطلاعیه عرضه بهعنوان مدرک درآمد.