بازگشت به مجموعه
رویدادنگار Xai

نزدیک شدن BTC به 40,000 دلار و پرسشی که از کافه به استودیو رسید

استودیو تازه طرح‌های تیرهٔ کارت‌ها را تأیید کرده بود و هنوز باید مطمئن می‌شد بازیکن می‌تواند نوشته‌ها و نشانه‌های روی کارت را خوب ببیند. وقتی BTC به 40,000 دلار نزدیک شد، حتی صاحب کافهٔ طبقهٔ پایین هم پرسید چطور می‌شود رمزارز خرید. پرسش صاحب کافه بازیکن تازه‌ای برای بازی نیاورد، اما زاویهٔ دیگری برای فکر کردن به پرسش‌های افراد بیرون از استودیو به تیم داد.

روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنه‌های خیالی می‌آمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.

استودیو تازه طرح‌های تیرهٔ کارت‌ها را تأیید کرده بود و هنوز باید مطمئن می‌شد بازیکن می‌تواند نوشته‌ها و نشانه‌های روی کارت را خوب ببیند. هم‌زمان، هیجان بازار رمزارز از صفحه‌ها به گفت‌وگوهای روزمره رسیده بود و نادیده گرفتن حال‌وهوای بیرون برای تیم آسان نبود.

وقتی BTC به 40,000 دلار نزدیک شد، حتی صاحب کافهٔ طبقهٔ پایین هم پرسید چطور می‌شود رمزارز خرید. کسی که برای گرفتن قهوه رفته بود، بازی کارتی استودیو را راهی برای خرید معرفی نکرد؛ فقط پرسید صاحب کافه دقیقاً می‌خواهد چه چیزی را بداند. این گفت‌وگوی کوتاه پس از بازگشت به طبقهٔ بالا یادآور شد که تازه‌واردها معمولاً نخست دربارهٔ آشکارترین چیز می‌پرسند، بی‌آن‌که بدانند چه توضیح‌های پایه‌ای دیگری لازم دارند.

پرسش صاحب کافه بازیکن تازه‌ای برای بازی نیاورد، اما زاویهٔ دیگری برای فکر کردن به پرسش‌های افراد بیرون از استودیو به تیم داد. قرار شد در بحث بعدی دربارهٔ نمایش کارت‌ها، کاربرد هر کارت را با واژه‌هایی توضیح دهند که کسی بی‌خبر از همهٔ جلسه‌های طراحی هم بفهمد. این‌که طرح‌های بعدی به این هدف برسند، هنوز روشن نبود.