یک سال پس از ۱۹ مه، ترس از خالیشدن جامعه است
پیشزمینه: نخستین سالگرد ۱۹ مه فرارسیده بود. امروز: نگهبان شب در نوشتهای بلند از تغییر نگرانی خود گفت: «سال پیش میترسیدم همهچیز صفر شود؛ امسال میترسم دیگر کسی نماند.» اثر و گام بعدی: نوشته، نگرانی جامعه را از زیان داراییها به سستشدن پیوند میان افراد کشاند و توضیح بازگشت بازیکنان فقط با پاداش را برای تیم عملیات دشوارتر کرد.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
پیشزمینه: نخستین سالگرد ۱۹ مه فرارسیده بود. خاطرهٔ سقوط سال پیش هنوز زنده بود و بحران Terra در سال جاری جامعهٔ Iron Pigeons را ساکتتر کرده بود. نگهبان شب با بازیکنان زیاندیده وقت گذرانده و دیده بود نامهای آشنا کمکم دیگر وارد بازی نمیشوند.
امروز: نگهبان شب در نوشتهای بلند از تغییر نگرانی خود گفت: «سال پیش میترسیدم همهچیز صفر شود؛ امسال میترسم دیگر کسی نماند.» از بازکردن اتاق صوتی و بیهوده منتظر دوستان قدیمی ماندن نوشت. به خودش هم یادآور شد که نمیتواند تنها با گفتن «ادامه بدهید» از دیگران بخواهد بمانند. یکی از خوانندگان پاسخ داد هنوز میخواهد بازی کند، اما به دلیلی روشنتر از دلداری نیاز دارد.
اثر و گام بعدی: نوشته، نگرانی جامعه را از زیان داراییها به سستشدن پیوند میان افراد کشاند و توضیح بازگشت بازیکنان فقط با پاداش را برای تیم عملیات دشوارتر کرد. نگهبان شب قصد داشت همچنان به بازیکنان باقیمانده گوش دهد و برای کسانی که موقتاً دور شدهاند جایی برای سکوت بگذارد. اینکه گروههای آشنا دوباره جمع شوند، به تجربهٔ بازی در ادامه بستگی داشت.