سه کبوتر دستبهدست میشوند و جامعه با فروشی تلخ روبهروست
خبرهای بد پیاپی صنعت بعضی دارندگان را به فکر رفتن انداخته بود و در بخش معاملات جامعه، بعضی عرضهها را «حراج اضطراری آوارگان» مینامیدند. در یک یکشنبه آرام بازار، سه کارت Iron Pigeons را که با همین عنوان عرضه شده بودند خرید. سه کبوتر صاحب تازه پیدا کردند، اما دشواری فروشندگان برطرف نشد.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
خبرهای بد پیاپی صنعت بعضی دارندگان را به فکر رفتن انداخته بود و در بخش معاملات جامعه، بعضی عرضهها را «حراج اضطراری آوارگان» مینامیدند. Night Watchman عضو قدیمی جامعه بود؛ میخواست کلکسیونهای آشنا را بگیرد، بیآنکه گرفتاری دیگران را فرصت خرید جلوه دهد.
در یک یکشنبه آرام بازار، سه کارت Iron Pigeons را که با همین عنوان عرضه شده بودند خرید. فروشندگان برای بستن موقعیتهایشان عجله داشتند و کسی در گروه او را به خرید بیشتر با قیمت پایین تشویق کرد. او وارد هیاهوی قیمت نشد؛ جزئیات انتقال را خصوصی پرسید و بعد گفتوگو را به این برگرداند که مردم از آغاز چرا این کارتها را دوست داشتند.
سه کبوتر صاحب تازه پیدا کردند، اما دشواری فروشندگان برطرف نشد. Night Watchman دریافت اگر جامعه رفتگان را فقط منبع کارت ارزان بداند، بازیکنان کمتر حاضر میشوند صادقانه حرف بزنند. او تصمیم گرفت در گفتوگوی بعدی پیشنهاد کند ابتدا دلیل رفتن هر کس را بشنوند.