مرزهای قواعد پاداش esXAI روشن میشود
پس از انتخاب esXAI بهعنوان ابزار پاداش گرهها، تیم باید توضیح میداد دریافتکنندگان با آن چه میتوانند بکنند. در بررسی داخلی سه اصل esXAI قطعی شد: وابستگی به دارنده و انتقالناپذیری، کسر ارزش هنگام بازخرید، و کاهش عرضه از راه سوزاندن. طراحی پاداش از یک نام به سازوکاری دارای مرز تبدیل شد و نویسندگان مطالب گرهها دانستند چه شرطهایی را باید توضیح دهند.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
پس از انتخاب esXAI بهعنوان ابزار پاداش گرهها، تیم باید توضیح میداد دریافتکنندگان با آن چه میتوانند بکنند. طراحان نگران بودند که اگر فقط از پاداش گفته شود، بازیکنان آن را توکنی معمولی و آزادانه قابل انتقال بدانند.
در بررسی داخلی سه اصل esXAI قطعی شد: وابستگی به دارنده و انتقالناپذیری، کسر ارزش هنگام بازخرید، و کاهش عرضه از راه سوزاندن. یکی میخواست توضیح با جنبه جذاب پاداش آغاز شود؛ دیگری اصرار داشت محدودیتها و هزینهها همانجا دیده شوند. تیم خواست توضیحات بعدی دریافت، بازخرید و سوزاندن را در مسیری قابلفهم به هم وصل کند.
طراحی پاداش از یک نام به سازوکاری دارای مرز تبدیل شد و نویسندگان مطالب گرهها دانستند چه شرطهایی را باید توضیح دهند. اصول تعیین شده بود، اما معلوم نبود بازیکنان هزینه بازخرید را چگونه درک میکنند. گام بعدی توضیح روشن اصطلاحات بود، نه صرفاً فهرست کردن قواعد.