بازگشت به مجموعه
رویدادنگار Xai

زیان خریدار گره، پیشنهادها را به مطالبه بدل می‌کند

شب قبل کسی پیشنهاد سوزاندن و بازخرید توکن داده بود و گفت‌وگوی گروه از دعوت کلی به ایده‌ها به سمت خواسته‌های مشخص از تیم رفته بود. پرسش پیگیرانه به مطالبه تبدیل شد: از حساب رسمی می‌خواست همان‌جا راهی برای بالا بردن قیمت توکن ارائه کند؛ چه سوزاندن توکن باشد، چه ساخت بازی تازه، چه بهره گرفتن از تب هوش مصنوعی. پیشنهاد دیروز می‌پرسید آیا بنیاد می‌تواند اقدام معینی انجام دهد؛ پیام امروز نتیجه‌ای فوری و مؤثر می‌خواست.

روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنه‌های خیالی می‌آمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.

شب قبل کسی پیشنهاد سوزاندن و بازخرید توکن داده بود و گفت‌وگوی گروه از دعوت کلی به ایده‌ها به سمت خواسته‌های مشخص از تیم رفته بود. کسی که سال‌ها پیش برای خرید گره پول داده بود دیگر حوصلهٔ بحث آرام دربارهٔ گزینه‌ها را نداشت. دغدغهٔ او میزان ارزشی بود که دارایی‌اش از دست داده بود.

پرسش پیگیرانه به مطالبه تبدیل شد: از حساب رسمی می‌خواست همان‌جا راهی برای بالا بردن قیمت توکن ارائه کند؛ چه سوزاندن توکن باشد، چه ساخت بازی تازه، چه بهره گرفتن از تب هوش مصنوعی. دلیلش را در یک جمله گفت: آن زمان چند هزار دلار آمریکا برای خرید یک گره خرج کرده بود و اکنون آن تقریباً هیچ ارزشی نداشت. این راه‌ها را کنار هم گذاشت، بی‌آنکه بگوید هزینهٔ هر کدام را چه کسی می‌دهد، چه کسی توسعه می‌دهد یا چه کسی اجرا می‌کند؛ به این ترتیب فشار متوجه حساب رسمی شد.

پیشنهاد دیروز می‌پرسید آیا بنیاد می‌تواند اقدام معینی انجام دهد؛ پیام امروز نتیجه‌ای فوری و مؤثر می‌خواست. راوی حس زیان را ثبت کرد و پرسش‌های اجرایی را باز گذاشت. اضطراب قیمت و ساخت محصول در یک گفت‌وگو کنار هم قرار گرفتند، اما هنوز کسی نمی‌توانست بگوید کدام مسیر شدنی است.