بازگشت به مجموعه
رویدادنگار Xai

آگهی‌های ناپیدای کارت و گام بعدی نامعلوم

آخر هفته بعضی بازیکنان خواستند کارت‌هایی را که برای فروش گذاشته بودند بررسی کنند، اما آگهی‌هایشان را در صفحهٔ بازار پیدا نکردند. سرانجام توضیح رسید: بازاری که کارت‌ها در آن بودند بازطراحی شده و کل صفحه‌اش عوض شده بود؛ به همین دلیل آگهی‌ها دیده نمی‌شدند. حالا روشن بود که صفحهٔ یک بازار بیرونی به تعمیر نیاز دارد، نه اینکه بازیکنان صرفاً راه ورود را پیدا نکرده باشند.

روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنه‌های خیالی می‌آمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.

آخر هفته بعضی بازیکنان خواستند کارت‌هایی را که برای فروش گذاشته بودند بررسی کنند، اما آگهی‌هایشان را در صفحهٔ بازار پیدا نکردند. نگهبان شب باید روشن می‌کرد که مشکل از نمایش صفحه است یا بازیکنان باید کاری را دوباره انجام دهند.

سرانجام توضیح رسید: بازاری که کارت‌ها در آن بودند بازطراحی شده و کل صفحه‌اش عوض شده بود؛ به همین دلیل آگهی‌ها دیده نمی‌شدند. باید منتظر می‌ماندند تا خود بازار مشکل را برطرف کند. وقتی کسی پیشنهاد کرد کارت را دوباره آگهی کند، نگهبان شب از او خواست دست نگه دارد؛ تکرار کار پیش از روشن شدن وضعیت آگهی اول می‌توانست سردرگمی را بیشتر کند.

حالا روشن بود که صفحهٔ یک بازار بیرونی به تعمیر نیاز دارد، نه اینکه بازیکنان صرفاً راه ورود را پیدا نکرده باشند. نگهبان شب تصمیم گرفت صفحه‌های آسیب‌دیده و مشکل‌های بازیکنان را گرد آورد و پس از رفع ایراد، از آنان بخواهد آگهی‌ها را یکی‌یکی بررسی کنند. فعلاً نه می‌شد گم شدن کارت‌ها را قطعی دانست و نه از طرف بازار زمانی برای بازگشت وضعیت عادی اعلام کرد.