روزی آرام و دو انتظار متفاوت
پیشزمینه: با نزدیک شدن پایان مه، جامعهٔ Xai هنوز جدول عرضهٔ توکنهای تازه را بررسی میکرد و عدهای هم منتظر بازبینی پاداشهای رویداد بازی بودند. امروز: بازار تکان چشمگیری نخورد. تأثیر و ادامه: این تفکیک پاداشی به دست کسی نرساند، اما موضوع گفتوگو را روشن کرد.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
پیشزمینه: با نزدیک شدن پایان مه، جامعهٔ Xai هنوز جدول عرضهٔ توکنهای تازه را بررسی میکرد و عدهای هم منتظر بازبینی پاداشهای رویداد بازی بودند. نگهبان شب، از اعضای قدیمی جامعه، دید که در یک روز آرام این دو انتظار بهآسانی با هم اشتباه گرفته میشوند.
امروز: بازار تکان چشمگیری نخورد. بعضیها دربارهٔ پاداش فصل پرسیدند و بعضی دیگر زمان ایردراپ را جویا شدند. نگهبان شب هر دو پرسش را با وعدهٔ مبهم «بهزودی» پاسخ نداد؛ ابتدا روشن کرد هر نفر منتظر کدام مورد است، سپس به پیشرفت اعلامشدهٔ همان مورد اشاره کرد و هرجا تاریخی اعلام نشده بود، صریح گفت.
تأثیر و ادامه: این تفکیک پاداشی به دست کسی نرساند، اما موضوع گفتوگو را روشن کرد. نگهبان شب تصمیم گرفت برای پرسشهای تکراری پاسخهای کوتاهی آماده کند تا تازهواردان رویداد بازی و ایردراپ را یکی ندانند. زمان دقیق توزیع همچنان به اعلام رسمی وابسته بود.