نه ایردراپ مستقیم، نه راه خروج ساده برای دارندگان کلید
گروه تازه دربارهٔ «گذراندن زمستان» حرف زده بود، اما دارندگان کلید همچنان بر سر پاداش و خروج اختلاف داشتند. یکی از دارندگان کلید نوشت: «دارندگان کلید اصلاً ایردراپ مستقیم نگرفتهاند؛ پولم هدر رفت.» قواعد روشنتر شد، اما ناامیدی از میان نرفت.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
گروه تازه دربارهٔ «گذراندن زمستان» حرف زده بود، اما دارندگان کلید همچنان بر سر پاداش و خروج اختلاف داشتند. یکی نرسیدن ایردراپ را نشانهٔ بیفایده بودن پولی میدانست که برای کلید داده بود. یک اپراتور باید دوباره شیوهٔ دریافت را توضیح میداد و نگهبان شب بیشتر درگیر این واقعیت بود که کلید قابل انتقال نیست.
یکی از دارندگان کلید نوشت: «دارندگان کلید اصلاً ایردراپ مستقیم نگرفتهاند؛ پولم هدر رفت.» اپراتور همان پاسخ هفتهٔ پیش را داد: ایردراپها مستقیم به کیف پول واریز نمیشوند و روش توزیع هر کدام را همان پروژه تعیین میکند. نگهبان شب افزود که کلید فروختنی نیست و فقط میتوان آن را سوزاند. او از پرسشگر خواست سه موضوع را جدا کند: ندیدن واریز در کیف پول، واجد شرایط نبودن برای دریافت، و خواستنِ خروج وقتی کلید قابل انتقال نیست.
قواعد روشنتر شد، اما ناامیدی از میان نرفت. دارندهٔ کلید باید بررسی میکرد درخواستش در کدام مرحله گیر کرده و اپراتور هم باید شیوهٔ توزیع پروژههای مختلف را توضیح میداد. نگهبان شب توانست محدودیت خروج را نشان دهد، اما برای کسی که دیگر نمیخواست کلید را نگه دارد، راهی برای فروش آن نداشت.