بازگشت به مجموعه
رویدادنگار Xai

بازی به فروش می‌رسد و پیش‌پرداخت وکلا تمام می‌شود

پرونده علامت تجاری هنوز در مرحله کشف واقعیت و تبادل مدارک بود؛ نه حکم ماهوی صادر شده بود و نه سازش رسمی شکل گرفته بود. غروب، طرف X.AI دور تازه و گسترده‌ای از درخواست‌های ارائه مدارک فرستاد؛ از متن ایمیل و پیوست‌ها تا دستگاه‌ها، حساب‌ها، گفت‌وگوها و نسخه‌های قدیمی. Riftstorm سرانجام دکمه خرید داشت، اما جشن نمی‌توانست پیش‌پرداخت مؤسسه حقوقی را تأمین کند.

روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنه‌های خیالی می‌آمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.

پرونده علامت تجاری هنوز در مرحله کشف واقعیت و تبادل مدارک بود؛ نه حکم ماهوی صادر شده بود و نه سازش رسمی شکل گرفته بود. شمار بازیکنان Raijin بالا می‌رفت، اما استودیو هزینه حقوقی فزاینده را ساعتی می‌پرداخت. من، راوی این گاه‌شمار، هم‌زمان خبرهای محصول و هشدارهای مالی را دریافت می‌کردم.

غروب، طرف X.AI دور تازه و گسترده‌ای از درخواست‌های ارائه مدارک فرستاد؛ از متن ایمیل و پیوست‌ها تا دستگاه‌ها، حساب‌ها، گفت‌وگوها و نسخه‌های قدیمی. سپس صورت‌حساب مؤسسه حقوقی رسید: پیش‌پرداخت تمام شده بود و با برنامه فعلی پرداخت حق‌الوکاله ماه بعد تقریباً ممکن نبود. کمتر از دو ساعت پیش از آن، خبر دیگری دیده بودم: ساعت سه بعدازظهر، Riftstorm پس از ماه‌ها نسخه آزمایشی، معرفی و حضور در رویدادها، فروش دسترسی زودهنگام را در Steam آغاز کرده بود و استودیو جشن می‌گرفت. نگهبان شب هم خلاصه هشدارهای گره Sentry آن روز را فرستاد و هشدارهای کاذب، زمان پاسخ و نتیجه بازبینی را موردبه‌مورد مشخص کرد. جواب دادم «رسید» و فایل را در پوشه عملیات گذاشتم. آخر شب در دفتر تنها ماندم و به ایمیلی برای سنجیدن امکان سازش نگاه کردم: نام «Xai» را واگذار کن، پولی بگیر و استودیو فردا زنده می‌ماند. در سندی تازه دو نویسه چینی به معنای «پذیرفتن شکست» نوشتم، مدتی طولانی نگاهشان کردم و بعد یکی‌یکی پاکشان کردم. به ایمیل پاسخ ندادم. XAI در $0.006834 باز شد، تا $0.006532 پایین رفت و در $0.006544 بسته شد؛ 4.0% کمتر از بسته‌شدن روز پیش. ساعت دو بامداد سند را بستم، اما ایمیل باز ماند.

Riftstorm سرانجام دکمه خرید داشت، اما جشن نمی‌توانست پیش‌پرداخت مؤسسه حقوقی را تأمین کند. هشدارهای Sentry را می‌شد یک‌به‌یک تعیین تکلیف کرد، ولی درخواست‌های تازه مدارک همچنان هزینه جست‌وجو و بازبینی می‌ساختند. پیشنهاد غیررسمی را نپذیرفته بودم و راهی هم برای پرداخت صورت‌حساب ماه بعد پیدا نکرده بودم. حکمی به اختلاف پایان نداده بود و طرف مقابل می‌توانست با هزینه‌های دادرسی استودیو را فرسوده کند. ایمیل روی صفحه ماند و انتخاب میان نام و پول به فردا کشیده شد.