بازگشت به مجموعه
رویدادنگار Xai

سیزیف متن خداحافظی را نوشت و نفرستاد

شنبه بود و سیزیف هنوز به قولش پایبند بود که پس از انتخابات درباره ماندن یا رفتن تصمیم بگیرد. متنی برای اعلام خروج از جامعه نوشت، اما آن را در پیش‌نویس‌ها نگه داشت. پیش‌نویس، رفتن را برای نخستین بار به انتخابی مشخص بدل کرد و فرصتی برای تجدیدنظر گذاشت.

روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنه‌های خیالی می‌آمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.

شنبه بود و سیزیف هنوز به قولش پایبند بود که پس از انتخابات درباره ماندن یا رفتن تصمیم بگیرد. قیمت پاسخی که می‌خواست به او نداده بود و خرابی پلتفرم مأموریت‌ها هم صبر گروه را کم کرده بود. هر بار چت را باز می‌کرد، احساس می‌کرد نخست باید توضیح دهد چرا هنوز آنجاست.

متنی برای اعلام خروج از جامعه نوشت، اما آن را در پیش‌نویس‌ها نگه داشت. وقتی به خداحافظی با آشنایان رسید، گلایه‌هایش را از دلیل‌های اصلی جدا کرد: می‌توانست همین امروز ناامیدی‌اش را بیان کند، ولی رفتن یعنی فاصله‌گرفتن از بازی‌هایی که هنوز انجام می‌داد و کسانی که هنوز با آنان در تماس بود. تصمیم گرفت فعلاً متن را نفرستد.

پیش‌نویس، رفتن را برای نخستین بار به انتخابی مشخص بدل کرد و فرصتی برای تجدیدنظر گذاشت. سیزیف قول نداد XAI را تا چه زمانی نگه دارد. قصد داشت منتظر درست‌شدن پلتفرم مأموریت‌ها بماند و شیوه بازی در مرحله بعد را ببیند، سپس تصمیم بگیرد آیا آن نوشته هنوز بیانگر نظر اوست یا نه.