بازاجرای فهرست واجدان شرایط در آستانه دریافت
تا دریافت رایگان Iron Pigeon دو روز مانده بود. برگزارکنندگان نخست برنامه سه مرحلهای صبح 19 اکتبر را توضیح دادند که از بازه ساعت 10 آغاز میشد: یک ساعت برای گردآورندگان قدیمی LAMO و دارندگان نخستین مجموعه کارت، چهار ساعت برای جوامع همکار و پس از آن دریافت آزاد برای همه. عکس لحظهای پیشین دیگر بهتنهایی پاسخگوی وضعیت همه نبود.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
تا دریافت رایگان Iron Pigeon دو روز مانده بود. دارندگان نخستین مجموعه کارت، گردآورندگان قدیمی LAMO و چند جامعه همکار منتظر توضیح شرایط بودند. راوی تغییرات را ثبت میکرد و Night Watchman در گروه با بحث بر سر مرز فهرست روبهرو بود.
برگزارکنندگان نخست برنامه سه مرحلهای صبح 19 اکتبر را توضیح دادند که از بازه ساعت 10 آغاز میشد: یک ساعت برای گردآورندگان قدیمی LAMO و دارندگان نخستین مجموعه کارت، چهار ساعت برای جوامع همکار و پس از آن دریافت آزاد برای همه. عکس لحظهای گرفته شده بود و اسکریپت تمام آخر هفته در بلوکهای فراوان اجرا شده بود تا دارایی در یک لحظه بهتنهایی شرط واجد بودن نشود. اطلاعیه بارها هشدار داد که هیچ گواهی فهرست سفید به کیف پولها ایردراپ نمیشود و هر کس در پیام خصوصی وعده فرستادن آن را بدهد کلاهبردار است. سپس راوی اصلاحیهای منتشر کرد: خریداران آخر هفته هم باید حساب شوند، پس اسکریپت دوباره اجرا میشد؛ اما مهلت بسته شده بود و کسی نباید برای ورود به فهرست باز هم کارت میخرید. شرطهای تکمیلی میگفت کارت باید همین حالا در اختیار فرد باشد و تا 24 ساعت آینده نیز نگه داشته شود؛ فروشندگان این مدت و خریداران تازه آن مشمول نمیشدند. عدهای آن را منصفانه دانستند و عدهای پرسیدند چرا قواعد دو بار عوض شده است. Night Watchman گفت فهرست خطی است که آدمها میکشند و هر جا کشیده شود، کسانی درست در دو سوی آن میایستند.
عکس لحظهای پیشین دیگر بهتنهایی پاسخگوی وضعیت همه نبود. اجرای دوباره اسکریپت باید خریداران آخر هفته را در نظر میگرفت و همزمان مهلت بستهشده را رعایت میکرد. راوی حرف Night Watchman و واکنشهای دوگانه را نوشت: هرچه قاعده دقیقتر میشد، افراد نزدیک مرز به توضیح روشنتری نیاز داشتند. دریافت هنوز آغاز نشده بود و تیم باید صفحه بررسی شرایط و هشدارهای کلاهبرداری را با فهرست نهایی هماهنگ میکرد. این اختلاف بعدها هر بار که راوی به عکسهای لحظهای فکر میکرد در یادش میماند.