روزهای کاری بیش از ۱۶ ساعت و وعدهٔ رسیدگی به آسیبدیدگان فیشینگ
فروش به روز چهارم رسیده بود. بنیانگذار پیامی منتشر کرد که بیش از یک اطلاعیهٔ معمول، به بیان صریح وضع موجود شباهت داشت. راوی هشدار چهار روز پیش را به یاد آورد: هنوز هیچ پیوند خریدی اعلام نشده بود، پیوندهای ظاهراً رسمی در پیام خصوصی کلاهبرداری بودند و تیم زیان ناشی از افتادن در دامشان را جبران نمیکرد.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
فروش به روز چهارم رسیده بود. خریداران کلید، کسانی که برای اجرای گره آماده میشدند و کاربران آسیبدیده از حملهٔ فیشینگ همگی منتظر پاسخ بودند. پرسشهای تکراری دربارهٔ خرید و نرمافزار دیگر با توضیحهای بداهه در گفتوگو پاسخ نمیگرفت.
بنیانگذار پیامی منتشر کرد که بیش از یک اطلاعیهٔ معمول، به بیان صریح وضع موجود شباهت داشت. آغازش این بود: «صادقانه و شفاف بگویم» فروش بسیار فراتر از انتظار رفته است. تیم در حال گسترش پشتیبانی، وصلهکردن نرمافزار گره و تکمیل مستندات و پایگاه دانش بود. اعضا بیش از ۱۶ ساعت پیاپی کار میکردند؛ بنیانگذار از جامعه خواست صبور باشد و گفت با هم رشد خواهند کرد. همان پیام به قربانیان این دور از فیشینگ نیز پرداخت: تیم قصد داشت برایشان کاری کند، اما طرح هنوز در دست تدوین بود و قرار بود چند روز دیگر توضیح دهد. او گفت باور دارد آسیبدیدگان راضی خواهند بود، از اعتماد پابرجا به $xai تشکر کرد و تکرار کرد: «بدون جامعه، هیچیم.»
راوی هشدار چهار روز پیش را به یاد آورد: هنوز هیچ پیوند خریدی اعلام نشده بود، پیوندهای ظاهراً رسمی در پیام خصوصی کلاهبرداری بودند و تیم زیان ناشی از افتادن در دامشان را جبران نمیکرد. اکنون همان تیم از چارهجویی سخن میگفت. گفتهٔ نخست مرز مسئولیت را مشخص کرده بود و گفتهٔ تازه فشار پاسخدادن به قربانیان را بر دوش تیم میگذاشت؛ هر دو در روایت ماندند. اینکه پشتیبانی به تقاضا برسد، وصلهها و راهنماها چه وقت تکمیل شوند و آسیبدیدگان چه دریافت کنند، به برنامهٔ مشخص بعدی وابسته بود.