کیف پول سرقتشده، مرزهای کلیدهای انتقالناپذیر را میآزماید
انتقالناپذیری کلیدهای Sentry محدودیتی آشنا برای دارندگان بود و بحثها معمولاً بر امکان خروج متمرکز میشد. او گفت 108 کلید دارد و کیف پول اصلیاش سرقت شده است. این محدودیت پیشتر جلوی فروش داوطلبانه را میگرفت و حالا در برابر قربانی سرقت ایستاده بود؛ هزینهاش ملموس شد.
روایتی خلاقانه که تاریخ پروژه را با صحنههای خیالی میآمیزد. رویدادهای داستان تأییدی بر فعالیت شبکه نیستند.
انتقالناپذیری کلیدهای Sentry محدودیتی آشنا برای دارندگان بود و بحثها معمولاً بر امکان خروج متمرکز میشد. امروز دارندهای که کیف پولش سرقت شده بود، پرسش را به جای دیگری برد: وقتی کنترل یک نشانی از دست میرود، فرد چگونه ثابت کند چه چیزی باید به او بازگردد؟
او گفت 108 کلید دارد و کیف پول اصلیاش سرقت شده است. بازپرداخت پول نمیخواست؛ از بنیاد درخواست کرد استثنائاً کلیدها را به کیف پول تازه منتقل کند و گفت حاضر است احراز هویت کامل انجام دهد و همهٔ سوابق تراکنش را ارائه کند. برخی در گروه با او همدردی کردند و برخی نگران بودند انتقال بر پایهٔ مدارک بهتنهایی مرز قاعدهٔ انتقالناپذیری را مخدوش کند. کلیدها همچنان به نشانیای بسته بودند که دیگر در اختیار او نبود.
این محدودیت پیشتر جلوی فروش داوطلبانه را میگرفت و حالا در برابر قربانی سرقت ایستاده بود؛ هزینهاش ملموس شد. نگهبان شب پیشنهاد کرد زمان سرقت، وضعیت کنترل کیف پول و مدارک را به صورت پرسشهای قابل بررسی مرتب کنند و سپس از بنیاد دربارهٔ راه رسیدگی بپرسند. هنوز کسی نمیدانست استثنایی پذیرفته میشود یا نه.